سیده فاطمه مقیمی - مدیر عامل شرکت حمل ونقل سدید بار


نام نهاد كارآفريني:  شركت سديدبار

نوع كار:  حمل و نقل داخلي و بين المللي

سال تاسيس :  1368

تعداد پرسنل:  70 نفر به علاوه گروه رانندگان

 

 

 

سیده فاطمه مقیمی، اولین بانوی زن ایرانی است که توانست یک شرکت بین المللی حمل و نقل را به نام خود ثبت کند. در زمانی که انجام این کار بسیار دشوار می نمود و باورهای جامعه این هنجار را نا به هنجاری می پنداشت او توانست با روحیه خستگی ناپذیر و ایمان قوی آن را به انجام برساند.

او کسی است که نه فقط فعل خواستن بلکه فعل توانستن را برای خود صرف کند و این موفقیت را مرهون تلاش ها و پیگیری ها خود و حمایت های همه جانبه همسر خود می داند

1. وقتی که بچه بودید می خواستید بزرگ شدید چه کاره شوید؟
پزشک


2.
چه انگیزه ای باعث شد که شما بخواهید یک کارآفرین شوید؟
کارآفرینی یک پروسه است و طبعاً شغل یا پست نیست، یعنی از روز اول من به قصد کارآفرینی وارد این میدان نشدم ولی مسیری را طی کردم که به کارآفرینی رسید

.
3.
زندگی شما قبل از اینکه به یک کارآفرین تبدیل شوید، چگونه بود؟
مدتی کار مترجمی کردم و بعد وارد عرصه حمل و نقل شدم و از کارم خیلی راضی ام
.


4.
یک روز عادی برای شما چگونه سپری می شود؟
هر روز بعد از بیدار شدن، یک سری کارهای روزمره را انجام می دم؛ صبحانه می خورم، البته در خونه برنامه صرف صبحانه به طور خانوادگی نمی تونیم داشته باشیم، بعد من و همسرم با هم از خونه بیرون می آییم. کار او فنی مهندسی است. امّا دفاتر هر دوی ما در یک ساختمانه، همان ساختمانی که به نشانۀ تحصیل در رشتۀ مهندسی عمران، خودم طراحی و بنایش کرده ام! روز را با کارهای شرکت، تماس ها، ملاقات ها و ... به آخر می رسونم. من تنها زن عضو اتاق بازرگانی تهران هستم و نیز رئیس شورای زنان بازرگان و عضو انجمن زنان کارآفرین واینها علاوه بر کارهای شرکت سدید بار، تکالیفی را بر عهده من می گذاره که باید اونا رو انجام بدم و فعالیتهای مدنی و اجتماعی را در کنار حرفه خاص خودم به پیش ببرم. به طور متوسط ناچارم 12 ساعت بیرون از خونه باشم. خونه هم که می رسم، کارهای خونه از نظافت، پخت و پز، اتوکشی و ... هست که انجام بدم
.


5.
چطور بین کار خانه و کار بیرون تعادل برقرار می کنید؟
خانه داری همیشه قسمتی از زندگی من بوده که ضمن احترام به این وظایف، فکر می کردم برای من مسئولیت کمی در زندگی است. خوب، وقتم رو برای کارها تقسیم می کنم. البته این تقسیم کاری از حالت متعارف یک مقداری خارج می شه. همیشه باید از قبل به کاری که می خوام انجام بدم فکر کرده باشم که یک مرحله جلو رفته باشم. گاهی اوقات وقتی به خونه می رسم، قبل از عوض کردن لباس، قابلمه رو روی اجاق می ذارم. دوست دارم این کارها رو به شکل سنتی انجام بدم، هنوز کف خونه رو با دستمال تمیز می کنم، به دستام نگاه کنین، معلوم می شه! خونۀ من نسبتاً بزرگه ولی همیشه تمیز نگهش می دارم. با این حال خوشم نمیاد به من بگن خانه دار، حتی خوشم نمی یاد بگن زن، قبل از هر چیز و بیشتر از هر چیز می خوام یه"آدم" باشم. من با همسرم همکار نیستیم. ولی محل کاری مشترک، این امکان رو به وجود آورده که گاهی نبودن های هم رو در دفتر کار پوشش بدیم. علاوه بر این، اون آدم همراهی است و همین برای برقراری تعادل بین خونه و دفتر کار، کمک می کنه
.


6.
برای استراحتتان چه کار می کنید؟
تفکر می کنم
.


7.
چه بخشی از کارتان بیشتر برایتان لذت بخش است؟
بخش کار کردن با کامیون دارها (آقایون)


8.
تا حالا شکست خورده اید؟ چه راه های خلاقانه ی را امتحان کرده اید که تضمین کننده سلامت و پیشرفت کارتان باشد؟
اساساً کار من همیشه همراه با خطره، کامیون چپ بشه، راننده فوت کنه، در رسیدن بار تأخیر بیفته، قاچاق پیش میاد، حتی شده که با حکم جلب به سراغم آمده باشن... خلاصه من همیشه باید سعی کنم به خودم مسلط باشم که بتونم مشکلات رو مدیریت کنم
.


9.
چه انگیزه ای موجب شد در ایران بمانید و به کارتان ادامه دهید؟
ما در ایران علقه و ریشه ای داریم که نمی تونیم خودمون رو ازش جدا کنیم
.


10.
چه توانایی و قابلیتی در شما باعث موفقیتتان شده است؟
لجبازم، جسورم و خیلی به مملکتم وابسته ام
.


11.
وقتی که کارتان را تازه شروع کرده بودید، دلتان می خواست چه نصیحتی به شما می شد؟
برای انجام هر کاری نیاز هست که با تخصص های مرتبط آشنا بشیم. نیاز به مطالعه هست و البته سرمایه هم جای خود رو داره. غیر از اینها شهامت و ریسک پذیری هم شرط کاره که بدون این، نمی شه وارد یه کار جدی شد.

 

مرجع : مدرسه کارآفرینی خورشید